تو کجایی سهراب
تو کُجایی سُهراب؟
آب را گِل کردند...
چشم ها را بستند و چه با دل کردند!
وای!سهراب!کُجایی آخَر؟
خون به چشمانِ شقایق کردند...
تو کُجایی سهراب؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند!
همه جا سایه ی دیوار زدند...
اِی سُهراب کجایی که بیبنی حالا دلِ خوش مِثقالی است!
دِل خوش سیری چَند؟
صَبر کُن سُهراب...!
قایقت جا دارد؟؟
منم از همهمه ی داغِ زمین بیزارم...
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23:7 توسط بچه های اهواز
|
درود